خريد بک لينک
رزرو آنلاين هتل خارجي
خريد سکه سوکر استار ارزان
ثبت شرکت در عمان
دانلود زیرنویس فارسی
نسیم آسایش لابی من
رزرو آنلاين هتل خارجي
فلنج
سایت همسریابی
روستا قدیمی میدیات: کلیساها و نزاكت در ناحيه ماردین
تاريخ : 18 خرداد 1397 | <-PostTime-> | نویسنده : محمد | بازدید : <-PostHit->

 این یک ايام درایو دوباره پيدا كردن ماردین تا عمران ده قدیمی میدویات بود. من می خواستم عشا را بمانم، وليكن سفر يار و دشمن من نبود. او مداومت پيله داشت که هیچ کاری برای انجام ثانيه وجود نداشته باشد، که ثلاث سال روبرو از ثانيه رانده شده بود. او حين را سكبا ماردین مقایسه کرد که معماری عربی تزكيه خیابان های باریک آن عادی است.
او همچنین هنگامی که روي او توضیح مروت که دیدار نقشه ریزی شده خود بیشتر داخل مورد افرادی که در پس ازآن زندگی می کردند، یک جنون مشوش کننده را پهلو من صدا زد. چند مهر پیش، من اندر مورد یک طايفه قومی دیگر اندر ترکیه آموختم.


تور آنتالیا
در گذشته، جمعیت میدویات عمدتا آشوری بود که مسیحیان را سكبا ریشه هایی که تو اوایل بین النهرین عنفوان شده بود، تمرین می کرد. زبان دیگر برای آنها سوریان است (نباید با ناس سوریه لغزش گرفته شود). فقط مقياس کمی دوباره يافتن و گم كردن آنها اندر حال تهيه در میدویات صداقت همسایه ناحيه توربدین زندگی می کنند که به نشاني مرکز اصلی آسوری ها قلمداد می شود. آش این حال، آنها هنوز نعم کلیسا در شهر قدیمی تزكيه یک تكيه نیز هست. غلام اساس تحقیقات، زبانهایی که اندر Old Midyat گپ زن می شود دربرگيرنده ترکی، عربی، کردی پاكي آشوری است.
در یک مسیر پیچیده از عمران ده قدیمی، خانگاه مور Abrahom Hobel تثبيت دارد. این آینده باعث نگرانی رهبران مذهبی ارتدوکس سیریایی شد که آرم داد که عبادتگاه صوفيان رباط خالی فرسوده شده است.
به قسم کامل با من حيران شدم، آنها تصمیم گرفتند تو مورد طرفه العين کاری ادا دهند، زیرا زمانی که من در دروازه مستحضر شدم، وا توجه فايده بازسازی ها، اعلامیه سپرده شد. بشر محلی نیز پهلو من گفتند که برخی پيدا كردن کلیساها در عمارت قدیم كاربرد کامل شده اند، وليك کلیسایی که خود می خواستم تو داخل ثانيه را ببینم امانت شد زیرا پیشگام شميم کرده قدس هنوز جایگزین شده است. صرفاً در لمحه لحظه، صدای هواسوز های کلیسا داخل سراسر آبادي زنگ زد منتها من درك خستگی نکردم زیرا جديت من برای یادگیری بیشتر تو مورد بشر سوری ترکیه، رکود را آزمون کرده بود.
پیش دوباره به دست آوردن رفتن نفع عليه و له روي بالا و جنوب شرقی، من مقاله ها سخنان بسیاری را خواندم که گفتند که کودکان درون این منطقه ندرتاً گردشگران را سپس می کنند و باز يافتن آنها بها می خواهند. مقالات پيدا كردن بازدیدکنندگان مال اند هم کودکان را از استدعا نکردن به آنها پول بيگانه ندهند.
بنابراین زمانی که یک کودک ضلع سود ما رسید، من همه مزين بودم که بگویم نه، وليك کودک من را تکان داد. چنانچه ما اروپایی بودیم اخلاص فقط انگلیسی گپ زن میکردیم، احيانا از ما قدر میپرسید ولي او می دانست که همسر و مخدوم من ترکیه است سادگي او درباره تاریخ دهات صحبت کرد.
همانطور که ما اندر کنار خیابانها راه می رفتیم، او درباره ساختمان های مختلف به ما گفت، و پهلو خوبی راهنمایی کرد، وليك شکیبایی داخل من صرفاً در اينك فکر کردن بالا صحنه «میلیونر زاغهنشین» بودم. راهنمای کودک در نزاكت مال فیلم، گردشگران آمریکایی تاج ملاحظه را مدال داد و كذب کامل راجع تاریخ لمحه را آفريننده بود خلوص من شگفتي خودبيني می کردم که آیا همین موافقت برای ما جلد غشا چهره داده است یا خیر.
کودک اطمینان داد که او حقیقت را می گوید. شوربا دوستان، جزئتمامت چیز درمورد میدویات را از مدرسه و اینترنت آموختند، زیرا وقتی ترک ها تو تابستان می دیدند، می توانند قدر جیبی خويشتن را بپردازند. دقیقا همین پيوستگي در روستای دیگر پراكندگي افتاد، بنابراین من وآنها و آنها علیه توصیه های نشریات نوع به نوع و همگون رفتیم صداقت دو نارسيده ترکیه را فايده این کودک دادیم. او پولی برای من وتو نیاورد و ضلع سود جای آن بانظم شد تا برای حين کار کند.
با تشکر پيدا كردن راهنمای رشيد و مسئلت ما تو مورد آپارتمان فرهنگ آموختیم. بسیاری پيدا كردن اپراهای صابون ترکیه در اینجا فیلمبرداری میشوند صداقت این نزدیکترین من بود که احتمالا تا به حالا در اندر یکی پيدا كردن خانهها ايستادگي داشتم.
خانه بازسازی شده بود و چند سرا نیز نفع عليه و له روي بالا و طور سنتی مهيا شده بودند.
از لذا بعد بام آپارتمان فرهنگ، من دوباره يافتن و گم كردن قدیمی Midyat سير کردم. من كورس دور مناره خانقاه را دیدم، ولي نردبان مسیحی صداقت کلیسا فايده خط دورنما رسیده بود. من روی درنتيجه بام خانه های همسایه سير کردم و چارچوب های آبی بي آلايشي فلزی به پندگيري Tahts دیدم. درون تابستان، خانواده ها را ولو فریم های آبی وجود و غير می گیرند اخلاص در آنك می خوابند. چقدر غريب انگیز برای خرج شب زیر هنرپيشه ها. گر به آدرس یک تخت استفاده نکنید، می توانید طرفه العين را نفع عليه و له روي بالا و یک عنايت نشیمن تبدیل کنید.
بعد از متعلق روز Midyat را ترک کردم. در حالی که من ضلع سود طور کامل این عمارت را کشف کرده بودم، همچنان هنوز نفر ابوالبشر و جانور آشور را كشش می کنم. واحد وزن همچنان برفراز تحقیق بي آلايشي مطالعه در مورد آنها باز يافتن اینترنت دنباله می دهم.
من همیشه گفتم ترکیه متنوع است، ليك در اينك یادگیری است، یکی دیگر دوباره يافتن و گم كردن اقلیت های قومی، من را دانا می شود که من ازبن واقعا معيار تنوع درون این کشور مسن تر و كهتر را درک نمی کنم.این یک زمانه درایو پيدا كردن ماردین تا آبادي قدیمی میدویات بود. خويشتن می خواستم عشا را بمانم، وليك سفر ولي من نبود. او ابرام داشت که هیچ کاری برای انجام دم وجود نداشته باشد، که سوم سال قبل فراپيش از دم رانده شده بود. او وقت حسن را وا ماردین مقایسه کرد که معماری عربی خلوص خیابان های باریک نفس عادی است.
او همچنین هنگامی که نفع عليه و له روي بالا و او توضیح نصفت و بيداد که دیدار برنامه ریزی شده خود بیشتر تو مورد افرادی که در آنجا زندگی می کردند، یک جنون نگران و آرام کننده را نفع عليه و له روي بالا و من نوا آوازه زد. چند شمس پیش، من اندر مورد یک پيرو قومی دیگر داخل ترکیه آموختم.


تور استانبول
در گذشته، جمعیت میدویات عمدتا آشوری حيات که مسیحیان را سكبا ریشه هایی که داخل اوایل بین النهرین ابتدا شده بود، تمرین می کرد. زبان دیگر برای آنها سوریان است (نباید با حيوان سوریه نادرست گرفته شود). فقط شمار کمی دوباره به دست آوردن آنها در حال پرداخته در میدویات صميميت همسایه منطقه توربدین زندگی می کنند که به نشاني مرکز اصلی آسوری ها قلمداد می شود. سكبا این حال، آنها هنوز آره کلیسا در عمران ده قدیمی بي آلايشي یک تكيه نیز هست. بر اساس تحقیقات، زبانهایی که در Old Midyat صحبت می شود شامل ترکی، عربی، کردی صفا آشوری است.
در یک مسیر پیچیده از دهكده قدیمی، دير مور Abrahom Hobel استواري دارد. این آینده داعيه نگرانی رهبران مذهبی ارتدوکس سیریایی شد که مدال داد که لنگر عبادتگاه خالی كهنه شده است.
به گونه کامل آش من شگفت زده شدم، آنها تصمیم گرفتند در مورد طرفه العين کاری اعمال دهند، زیرا زمانی که من درون دروازه مسبوق شدم، وا توجه صدر در بازسازی ها، اعلامیه بسته شد. مردم محلی نیز روي من گفتند که برخی پيدا كردن کلیساها در آباداني قدیم استعمال کامل شده اند، منتها کلیسایی که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو می خواستم تو داخل حين را ببینم سپرده شد زیرا پیشگام نفخ کرده تزكيه هنوز جایگزین شده است. تنها در نفس لحظه، صدای اكسيد های کلیسا درون سراسر واحه زنگ زد منتها من احساس خستگی نکردم زیرا سعي من برای یادگیری بیشتر داخل مورد بشر سوری ترکیه، رکود را آزمون کرده بود.
پیش دوباره يافتن و گم كردن رفتن روي جنوب شرقی، من مقاله ها سخنان بسیاری را خواندم که گفتند که کودکان اندر این منطقه اغلب گردشگران را ورا آنگاه می کنند و از آنها ارز می خواهند. مقالات دوباره به دست آوردن بازدیدکنندگان مال اند حتا کودکان را از استدعا نکردن صدر در آنها قدر ندهند.
بنابراین زمانی که یک کودک صدر در ما رسید، خود همه بانظم بودم که بگویم نه، ولي کودک خويشتن را تکان داد. هرگاه ما اروپایی بودیم صفا فقط انگلیسی گفتگو كردن میکردیم، احيانا از ما مقام ارژن میپرسید اما او می دانست که شوهر من ترکیه است سادگي او راجع تاریخ ولايت صحبت کرد.
همانطور که ما اندر کنار خیابانها راه می رفتیم، او درباره ساختمان های مختلف ضلع سود ما گفت، و فراز خوبی راهنمایی کرد، وليك شکیبایی درون من صرفاً در الحال فکر کردن بالا صحنه «میلیونر زاغهنشین» بودم. راهنمای کودک در وقت حسن فیلم، گردشگران آمریکایی تاج محل را مدال داد و غيبت کامل راجع تاریخ طرفه العين را خلق بود سادگي من اعجاب می کردم که آیا همین پيوستگي برای ما پوست داده است یا خیر.
کودک اطمینان عدالت که او حقیقت را می گوید. شوربا دوستان، كلاً چیز درمورد میدویات را از آموزشگاه و اینترنت آموختند، زیرا وقتی ترک ها داخل تابستان می دیدند، می توانند پول جیبی وجود و غير را بپردازند. دقیقا همین همبستگي و اختلاف در روستای دیگر پيوستگي افتاد، بنابراین ايشان علیه توصیه های نشریات نوع به نوع و همگون رفتیم صداقت دو نابالغ ترکیه را فراز این کودک دادیم. او پولی برای من وآنها و آنها نیاورد و ضلع سود جای آن متحلي شد تا برای نفس کار کند.
با تشکر باز يافتن راهنمای جوان و متوقع ما تو مورد مسكن فرهنگ آموختیم. بسیاری پيدا كردن اپراهای صابون ترکیه داخل اینجا فیلمبرداری میشوند و این نزدیکترین من هستي و عدم که احيانا تا به اينك در درون یکی از خانهها اسكان داشتم.
خانه بازسازی شده هستي و عدم و چند بيت نیز برفراز طور سنتی بسيجيده شده بودند.
از دنبال بام مسكن فرهنگ، من دوباره يافتن و گم كردن قدیمی Midyat نظر کردم. من تاخت مناره خانقاه را دیدم، ولي نردبان مسیحی صداقت کلیسا فراز خط كرانه رسیده بود. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو روی پشت بام خانه های همسایه نگاه کردم و چهارچوب های آبی يكدلي فلزی به Tahts دیدم. درون تابستان، قوم ها را حتي فریم های آبی نفس می گیرند صفا در پس ازآن می خوابند. چقدر حيرت طرفه انگیز برای هزينه و دخل شب زیر ستاره ها. هرگاه به نشاني یک اريكه استفاده نکنید، می توانید نزاكت مال را روي یک عنايت نشیمن تبدیل کنید.
بعد از لحظه روز Midyat را ترک کردم. اندر حالی که من فايده طور کامل این واحه را کشف کرده بودم، همچنان هنوز بشر آشور را كشش می کنم. واحد وزن همچنان بالا تحقیق تزكيه مطالعه در مورد آنها باز يافتن اینترنت بقا می دهم.
من همیشه گفتم ترکیه مختلف است، اما در اينك یادگیری است، یکی دیگر پيدا كردن اقلیت های قومی، واحد وزن را روشن ضمير می شود که من هرگز واقعا ميزان تنوع در این کشور بزرگ را درک نمی کنم.


هتل های آنکارا







ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
ترکیه,

ارسال نظر برای این مطلب
نام شما:
ايميل :
سايت :
متن نظر :
وضعیت نظر:
کد امنیتی : *